كوچه شهر دلم

باران بهانه بود ... تا زير چتر من تا انتهاي كوچه بيايي....

 

  

    و بالاخره فهميدم :

    كه پرواز تنها يه رويا بود كه من فقط  سعي كردم ! به واقعيت تبديلش كنم .....         

    اما ازكابوس مه به  باران رويا  نمي شود رسيد چه رسد به بلور شفاف  واقعيت !

    ديگه نبايدبه پريدن فكر كرد ... پرواز ميشه يه آرزوي كال ! ...و ميره تو سبد

    خاطراتي كه واقعي نيستند و فقط توهم اند ....

    ( احيانا تو جيبت پر عقاب نداري ؟ )

    خيلي بده كه حتا بشه به پرواز هم شك كرد ...

    حالا ميشه يه گوشه آروم نشست و پرواز بقيه رو تماشا كرد ....

    هنوز دوست دارم كه پام از زمين بلند بشه و دستم به سقف آسمون برسه ....                        

    اما از رويا و توهم خسته ام .... دلم يه واقعيت محض مي خواد ...

   كاش ميشد تو دل آسمون گم شد ....

   ----------------------------------------------------

   دوستان عزيز ي كه علاقمند به مباحث فيزيكي مي باشند ؛

   وبلاگ مترولوژي ، مطالبي درمورد ترمومتري ، اندازه شناسي

   و كاليبراسيون در اختيار شما قرار خواهد داد.

 

 

+ نگارش در ٧ تیر ۱۳۸٤ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ توسط غزاله به قلم شما()