<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همه چيز همين طور به نظر مياد ... درست مثل قدم زدن توي برف ! 

همه جا سفيده .... همه چيز سفيده .... آروم آروم قدم ميزني ... تا چشم كار ميكنه

 فقط سفيدي مي بيني  ... و خيسي ملايم دونه هاي برف كه روي صورتت ميشينن ...

 و نرمي فرو رفتن پاهات روي تن نرم و سفيدش .... 

حالا وقتشه :  

دستاتو از هم باز كن ؛   يه نفس عميق بكش ؛ و با تمام قدرتت شروع به دويدن كن !  

همه چيز مثل راه رفتن توي برف مي مونه .... مثل راه رفتن توي سفيدي مطلق  ... 

  مثل زندگي كردن توي سفيدي مطلق!

/ 8 نظر / 6 بازدید
raha

دوست عزيزم سلام راه نو ايران براي ايجاد پل ارتباطي ميان بلاگرها اقدام به معرفي وبلاگها در روزهاي 3 و 5 شنبه نموده است خوشحال ميشوم به سليقه خود توضيح مختصري در باره وبلاگ خود در اختيار من قرار دهي تا در وبلاگم استفاده كنم

ye gharibeh

سلام...// ممنون از حضور سبزت..// سفيدی! اونم مطلق؟ چشمو می زنه... دوست دارم گاهی سياهی رو هم ببينم.../// تا بعدی بهتر.

parmis

چقدر زندگی در سپيدی مطلق زيباست ...

بابک

غزاله جان اول از همه يکساله شدن وبلاگتو بهت تبريک ميگم.چن وقتی بود بهم سر نميزدی؟ الان که باز ميبينم نوشتی خوشحالم.من خودم راه رفتن رو برفو خيلی دوست دارم.مخصوصا که اون برف تازه باشه وهنوز هيچ رد پايي جز رد پای خودم اونو افتتاح نکنه.يه ارامشی بهم ميده.ميتونم بپرسم چه حسی باعث شد تا تو تابستون (به گرما ربطی نداره) راه رفتن رو برفو بيان کنی.احساس من اينه که روحت و فکرت ارامش داره.! اگه اشتباه کردم بهم بگو.ممنون.

ye gharibeh

سلام...// غزاله آپ نمی کنی؟ من به روزم... و منتظرت/// تا بعدی بهتر.

amir

سالها منتظرم کسی بيايد و دلم را بنويسد . حتی با ميخ ، خط ميخی ! و نيامد . من ماندم و دلم ... تنها ...

بابک

با تمام اينکه سرت شلوغه بهم سر زدی ممنونم.ازت .يه مطلب نوشتم در مورد دختر خوب از نظر يه پسر ايرونی بيا بخونش.

hamid89

قشنگ بود. باز هم بهم سر بزن۰ hamid89.blogfa