این ذات بشره ... همه آدمها در برابر تغییر مقاومت می کنند ...

طبیعت می گه که این یه امر منطقیه .... و منطقی تر اینه که نظام دنیا از یه دید کاملا مثبت گراست و تغییرات،  ما رو به سمتی بهتر پیش میبرند...

اما این وسط به جز منطق چیزهای دیگه ای هم توی زندگی ما آدمها دخیلند .... برای بعضی ها کمتر و برای عده ای بیشتر ...

و اون حس آدمها از وقایعه  ....  که گاهی منطق نمیتونه پاسخگوی اون  باشد و ایجاد تزلزل می کنه ....

هرچند که نمیشه برای اتفاقات پیش آمده نظری داد ، اما من میدونم که اگر آینده از دید عقل و منطق بهتر باشه یا بدتر ... این حس همیشه در من موندگار خواهد موند ....

دوسال گذشته درکنار این تیم، بهترین سالهای زندگی کاری من رقم خورد ....

هر چند این تغییر ناگهانی همه رو شوکه کرد .... و دیروز و امروز ساکت ترین و غمگین ترین روزهای کاری شرکت بود ....

متاسفانه تنها کاری که از دستم برمیاد آرزوی موفقیت و سلامتی مدیر عامل عزیزمون  و تیم همراهشه !

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
زهرا

سلام غزاله عزیزم نمی دونم کی این پیام رو می خونی آخرین باری که صدات رو شنیدم وقتی بود که برای تبریک به مناسبت تولدت پسر قشنگت زنگ زدم. تو همش می خواستی بری . گفتی تلفنت شارژ نداره. من می خواستم باهات حرف بزنم. بعد دوباره دستپاچه گفتی مهمون داری و می خوای بعدا بهم زنگ بزنی الان نمی دونم چند ماه یا سال از اون موقع می گذره مدتش همسن کوچولوته. دیگه نخواستم باهات حرف بزنم. احساس می کنم انقدر سرت شلوغه که وقتی برای گذروندن با من برات نگذاشته. برام مهم نیست که چند وقته باهات حرف نزدم. برام مهمه که یه زمانی بهترین دوستم بودی. و با تو خاطرات خیلی خوبی داشتم. و امیدوارم که همیشه خوب و خوش و سلامت کنار خانواده عزیزت باشی. به مامان و بابا و مریم و علی و شوهرت سلام برسون. دوست دارم.