يه روز عصر پنجشنبه اومدی ... نرم و ساده ....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

توی قلبم ريشه دووندی... دستمو گرفتی و باهام يکی شدی ...

 شدی يه ديوار محکم و من بهت تکيه دادم ...

از اون به بعدپنجشنبه ها ميان و ميرن ...با تو...

 و من روبه تو ... کنار تو ...

هميشه فکر ميکنم که پنجشنبه چقدر روز قشنگيه ! 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
ابوالفضل

با عرض سلام و احترام : هر روزی که بتوان در هوای آن بوی يار را احساس کرد ، روز خوبی است... ببخشيد هنر نمايی قلم زيبايتان جو زده ام کرده ... ايام به کام و موفق باشيد.

و گاهی سه شنبه ها...و يا شنبه ها عصر...پنجشنبه ها هم...مهم همين حس خوب است....

ريحان

کاس منم از اين پنجشنبه ها و خاطره ها و کوچه ها داشتم....کاش يادم ميومد.... منم دلم برات تنگ شده بود....مرسی که اومدی...

ريحان

کاش*(مث اينکه خيلی خسته ام...)