می شنوی؟ 

                     این زمزمه دلتنگ ازخیالی بس دور؛ را ؟

 

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

قشنگ بود، ولی قشنگ تر اون جمله ایی که زیر اسم وبلاگت نوشتی: باران بهانه بود ... تا زير چتر من تا انتهاي كوچه بيايي.... یک جمله تمام، بدون حرف اضافه

I was here

سارا آرامش

سلاو و من رخصت می خواهم تا بشنوم دل تنگهای دلت را ....[گل]

بهداد کردی

گفتی هوا خوش است و غزل خیز در بهار باریده است خنده یکریز در بهار از باد نوبهار _حدیث است_ تن مپوش باید درید جامه پرهیز در بهار اما خدا نیاورد آن روز که ... آه گیرد دلی بهانه پاییز در بهار بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟ چندین دروغ مصلحت آمیز در بهار

غزاله جون تبریک می گم بابت نی نیت،خیلی خوشحال شدم.

غزاله

من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و صبح از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

ریحان

آخی...غزاله جونم مامان شدی؟؟؟قربونت برم...شاد باشی عزیزترین

غزاله

سلام دوستم به روزم باز باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم - اگر فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید - موفق و سربلند باشید